close
تبلیغات در اینترنت
رمان گل حسرت (جلد اول)
loading...

رمان فا

رمان گل حسرت (جلد اول)

رمان گل حسرت (جلد اول) قسمت ششم (آخر)

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 432 پنجشنبه 11 آذر 1395 : 11:7 نظرات ()


    نیشش تا اعماق سینه ام فرورفت:

    ـ"اون موقع فکرشم نمی‌کردم. علم غیب که نداشتم؟؟"

    ـ"حالا علامه‌ی دهر شدی؟"

    نمی‌شد اصلاً با این بشر حرف زد!

    ـ"همین قدر می‌دونم که محبت شما ترحّمه نه علاقه. من آینده و سرنوشت بچه‌م رو فدای احساسات احمقانه نمی‌کنم امیرآقا!"

    لبخند بی‌موقعی به لبش نشست که در آن لحظه‌ی خاص اصلاً توقعش را نداشتم، لحنش نیز حسابی غافلگیرم کرد:

    ـ"امیر هلاکته رؤیا! هلاک خودت و پسرت...... بسه از خر شیطون بیا پایین."

    زبانم قفل شد و خیره نگاهش کردم، نتوانست به رانندگی ادامه دهد و گوشه‌ی خیابان پارک کرد و چشم به من دوخت، رنگ نگاهش به کلی برگشته بود، فهمید دستپاچه و به هم‌ریخته‌ام وحتی قادر نیستم کلمه‌ای بگویم...........................

رمان گل حسرت (جلد اول) قسمت پنجم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 323 پنجشنبه 11 آذر 1395 : 11:1 نظرات ()

  «بزم خوبان»

    حدودا دو ماه بعدازآن دیدار بود که‌ یک روز سپهر به خانه‌ام آمد تا کارت دعوتی‌ برایم بیاورد، او را به داخل دعوت کردم ولی‌دعوتم را رد کرد و گفت که خیلی‌ کار دارد و باید چند جای‌ دیگرهم برود، به کارت عروسی‌ نگاه کردم و لبخندی بر لبم نشست...

    ـ" سوده‌ی ‌خوشگل من می‌خواد عروس بشه؟"

    ـ" آره دیگه! بالاخره این سوده خانم خوشگل شما سوار خر مراد شد."

    ـ" ایشااله مبارکش باشه، امیدوارم خوش‌بخت بشن ولی ‌سپهرجون من نمی‌تونم بیام."

    ـ" چی؟! نمی‌تونی؟ برای‌ چی؟"

    ـ" آخه من عزادارم."............................

رمان گل حسرت (جلد اول) قسمت چهارم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 332 پنجشنبه 11 آذر 1395 : 10:55 نظرات ()

  طی شدن روال قانونی ثبت عقد و متعاقبش اخذ هویت برای ایلیا دست کم چیزی حدود دوماه زمان می‌برد و ما فعلاً در اواسط راه بودیم. گاهی که شعله‌های دلتنگی ابی سر به آسمان می‌نهاد رزیتا دوباره می‌آمد دنبالم تا ساعاتی مهمانش باشم و با ابی هم حرف بزنم، اگرچه خودش دیگر واقعاً میلی به دیدنم نداشت و مشخص بود که اگر مأموریت به عهده‌اش نگذاشته بودند حتی یک ثانیه هم کنارم نمی‌ماند. شاید درصد زیادی از این بی‌میلی برمی‌گشت به وضعیت ایلیا، این را از گفت‌وگویی که یک بار با ابی داشتم فهمیدم، او بعدازآن که کلی قربان صدقه‌ام رفت و از درد فراق اشک ریخت و نالید، تازه یادش آمد که مطلب مهمی را می‌خواسته بگوید:

    ـ" رؤیاجان، رز راست می‌گه که ایلیای من عقب مونده ست؟"........................

رمان گل حسرت (جلد اول) قسمت سوم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 355 پنجشنبه 11 آذر 1395 : 10:45 نظرات ()

    ـ"فرصتی‌ نشد که بهت تبریک بگم... معلومه که خیلی‌ خوشبختی؛ چون همسرت به ایمانت احترام گذاشته، کاری ‌که من احمق نکردم... ببین چه پرده‌ی ‌سیاهی‌ روی ‌قشنگی‌هات کشیده! کجاست اون اندام زیبا و اون موهای ‌طلائی؟! آره آره همین‌ جوری خوبه؛ حالا دیگه هرکس وناکسی نمی‌تونه رؤیای‌ منو مثل یه لاشخور بو بکشه..... کاش من هم بنده‌ی‌ خدای‌ تو بودم عشق من!...."

    کم‌کم موقعیت خویش را بازیابی می‌کردم، پلک هایم به سختی باز مانده و حتی صدایم در پایین‌ترین حد ممکن خش برداشته بود:

    ـ" اگه می‌دونستم به خاطر فرار از جونوری‌ مثل تو گرفتار چه هیولایی ‌می‌شم، اون سوسک توی ‌قوطی ‌کبریتت رو با اشتها می ‌بلعیدم؛ امان....."........................................

رمان گل حسرت (جلد اول) قسمت دوم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 360 سه شنبه 09 آذر 1395 : 12:3 نظرات ()

   به‌محض این‌که مستخدمش دررا باز کرد وچشمش به موهایم افتاد زیرلب غرولندی کرد که کاملاً شنیدم:

    ـ"جلّ الخالق! این‌ها چشونه آخه؟ این‌که مو رد نمی‌کنه با اون زری خیرندیده!"

    دلم از این حرف به شدت گرفت و از سیلی تلخ حقیقت برای چندمین بار به خود پیچیدم، ولی امان که شخصاً برای استقبالم تا دم در حیاط آمده بود، بی‌آن‌که توجهی به او کند با فروتنی به من خوشامد گفت و حتی دستش را روی کمرم گذاشت و محترمانه به داخل ساختمان دعوتم کرد.

    احساس کسی را داشتم که فاتحانه به قلعه‌ی دشمن شماره یک خود نفوذ کرده، باورم نمی‌شد روزی پا به حریم دست‌نیافتنی‌اش بگذارم، همه‌چیز برایم جلوه و شکوه عجیبی داشت....

    حیاط پر از گل و گیاه و درختان تزیینی بود که بعضی‌هایشان به خواب زمستانی رفته و بعضی گونه‌ها نیز همچنان زیر پوششی از برف با رنگ سبز خود می‌درخشیدند، روی دیوارها نیز رزهای رونده‌ی زیبایی به چشم می‌خورد که به طرزی باورنکردنی گل داشتند، یک حلقه‌ی بسکتبال هم روی یکی از دیوارها وصل شده و بر زمین مقابلش ذوزنقه‌ای بزرگ‌تر از حد استاندارد به چشم می‌آمد که دیدن چنین چیزی درخانه‌ی ستاره‌ی تیم اصلاً دور ازانتظار نبود............................

رمان گل حسرت (جلد اول) قسمت اول

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 510 سه شنبه 09 آذر 1395 : 11:52 نظرات ()

   نام نویسنده:لیلی تکلیمی
    نام رمان:گل حسرت
    ژانررمان: اجتماعی عاشقانه


    خلاصه:
    گل حسرت روایت زندگی دختری است به نام رؤیا که در مدرسه ای مختلط پیش از انقلاب تحصیل کرده و با یکی از همکلاسی هایش به نام امان دچار مشکلی غیرقابل حل شده است، مشکلاتی که ریشه در روابط غلط والدینشان دارد. او برای حفظ آبرویی که امان به خطر انداخته مجبور به انتخابی می شود که تمام زندگی اش را درگیر می کند.....

    مقدمه:

    نگارش این کتاب در سال 1379 هجری شمسی آغاز شد، ابتدا فقط شصت صفحه بود که استخوان بندی داستان را تشکیل می‌داد، سپس درطول پانزده سال به یاری خداوند پروبال گرفت و با وسواس و دقت بسیار ویرایش و بازنویسی شد تا محصول آن رمان حاضر شده و تقدیم شما خوانندگان محترم می‌گردد.
    مطمئناً این اثر به عنوان اولین رمان بلند من دارای کم وکاستی های بسیاری است که امیدوارم دوستان و عزیزان مرا بابت چنین قصوری ببخشند.
    سالهاست با شخصیت های این داستان زندگی کرده‌ام و به آن‌ها عشق ورزیده ام و امیدوارم این احساس ناب را توانسته باشم به قلب مهربان شما هدیه کنم.


    لیلی تکلیمی
    مهرماه 1394
    تهران


    مکانهای توصیف شده دراین داستان منطبق با واقعیت جامعه ی پیش و بعداز انقلاب اسلامی ایران است ولی اتفاقاتی که درآنها رخ داده وشخصیت‌های نام برده شده هیچکدام حقیقی نبوده وصرفاً زاییده‌ی تخیل نویسنده است............................

درباره ما
دانلود جدیدترین و بهترین رمان های عاشقانه ، اجتماعی ، ترسناک و ... برای تمام گوشی های موبایل و حتی ارائه آنها به صورت پی دی اف برای کامپیوتر
حمایت از ما
برای حمایت از رمان فا کد بنر های زیر را در وبلاگ خود قرار دهید

رمان فا ، بهترین سایت رمان فارسی

وبلاگ-کد لوگو و بنر

رمان فا ، بهترین سایت رمان فارسی

وبلاگ-کد لوگو و بنر
تبادل لینک با ما
http://rozup.ir/view/1741003/WWW.BEST-LINKS.IR_.gif http://rozup.ir/view/1741004/link.soltanweb.gif
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • رویایی دوباره
  • خرید اینترنتی
  • شعرانه
  • تبادل لینک با کلیه وبلاگ ها: در صورتی که برای تبادل لینک تمایل دارید از بخش نظرات اطلاع رسانی کنید.
    آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 1605
  • کل نظرات : 914
  • افراد آنلاین : 17
  • تعداد اعضا : 454
  • آی پی امروز : 364
  • آی پی دیروز : 1389
  • بازدید امروز : 2,266
  • باردید دیروز : 5,976
  • گوگل امروز : 320
  • گوگل دیروز : 1344
  • بازدید هفته : 32,162
  • بازدید ماه : 88,901
  • بازدید سال : 236,682
  • بازدید کلی : 12,101,771